خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گوهر لطافت و ای منبع صفابردیم از فراق تو بر وصلت التجا
۲
بر بستر غمیم فتاده ز روز هجرآخر شبی خلاف فراقت ز در درآ
۳
بر درد من طبیب چو آگاه گشت گفتجز داروی وصال نباشد تو را دوا
۴
جانا ببخش بر من مسکین مستمندبر بستر فراق نباشم چنین روا
صفحهٔ ۱ از ۳