شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرو بستان خجل ز رفتارتشرم دارد شکر ز گفتارت
۲
تا به چند ای نگار شهرآشوبمی‌کُشم نفس و می‌کشم بارت
۳
ای طبیب دلم چه شد آخرکه نپرسی ز حال بیمارت
۴
شرمسارم ز مردم دیدهچند جویم به اشک آزارت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth