خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دیده، دل به خون جگر رهنمای تستزین ره تو درگذر که چنین جا نه جای تست
۲
دل گفت من کیم قدری خون سوختههر درد دل که هست مرا از بلای تست
۳
گفتم مرو دل از پی دلبر که بی وفاستوآنگه ز دیده بر سر کو ماجرای تست
۴
اکنون ز دست شد دل و، دلبر به دست نیستای دل اگر کشی ستمی آن سزای تست
صفحهٔ ۱ از ۲