شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیش رخسار چو خورشید تو مردن سهلستجان شیرین به لب دوست سپردن سهلست
۲
دل ببردی ز من خسته و دادی بر باددل درویش نگه دار که بردن سهلست
۳
دل ما را ز سر کوی فنا ای دل و دینبه یکی بوسه ز لب باز خریدن سهلست
۴
غمزه‌اش با من مسکین به اشارت می‌گفتپیش من از تو خور و خواب ربودن سهلست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth