خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای یار دلم را غم تو یار قدیمستمهر تو مرا مونس و درد تو ندیمست
۲
از درد فراق رخت ای نور دو دیدهاز دیده مرا بر رخ زر اشک چو سیمست
۳
ای باد صبا نکهت زلفش به من آورکاین خسته دل غم زده قانع به نسیمست
۴
گر هست چو سَروَش سوی ما میل بگویشما را ز بد دشمن بدخواه چه بیمست
صفحهٔ ۱ از ۳