خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق تو مرا در دل و جان نقش نگینستمهر رخ خوب تو بلای دل و دینست
۲
چشم تو خطا کرد که خون دل ما ریختالّا نه خطا زان مه خورشید جبینست
۳
دل کار خطا کرد که در زلف تو آویختزیرا که در آن زلف سراسر همه چینست
۴
یک دوست ندارم به جهان در غم رویتدشمن چه توان گفت که یک روی زمینست
صفحهٔ ۱ از ۳