خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای جهان این همه درد دل بی پایان چیستدردم از حد بشد اکنون تو بگو درمان چیست
۲
از جفای تو دلم سوخت به احوال جهاناین ستم از فلک خیرهٔ سرگردان چیست
۳
گفت اینست مرا حال دل خستهٔ ریشمنتظر بر در آن یار که تا فرمان چیست
۴
گفتمش از تو بعیدیم و به عیدی رخ رابنما گفت به عیدِ رخ ما قربان چیست
صفحهٔ ۱ از ۳