شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۲۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیچ شب نیست که در کوی غمت غوغا نیستدر فراق رخ تو دیدهٔ ما دریا نیست
۲
سر و جانی تو، بود جای تو در دیدهٔ مااز چه روی است بگو تا نظرت با ما نیست
۳
شب دیجور فراق تو مرا محرم رازغیر از این مردمک دیده خون پیما نیست
۴
به سر و جان تو سوگند توانم خوردنکه مرا از غم رویت به جهان پروا نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth