شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۲۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جانا دلم ز روی تو یک دم صبور نیستبی روی جان فزای تو ما را حضور نیست
۲
ای سرو برمگیر ز ما سایهٔ قدتزیرا که آفتاب تو از سایه دور نیست
۳
ای شمع جمع ما که جهان از تو روشن استبازآ که بی جمال تو در دیده نور نیست
۴
گویند در بهشت برین حورزا بسیستدیدم بهشت را و یکی چون تو حور نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth