خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوقم به وصل دوست نهایت پذیر نیستای دوست از وصال تو ما را گزیر نیست
۲
خوبان روزگار بدیدم به چشم خویشآن بی نظیر در دو جهانش نظیر نیست
۳
گفتی که در ضمیر نمیآوری مراما را بجز خیال رخت در ضمیر نیست
۴
هرچند آفتاب جهانتاب روشنستلیکن چو ماه طلعت تو مستنیر نیست
صفحهٔ ۱ از ۳