خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۳۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هیچ دلی نیست که در درد دلارامی نیستدل مسکین مرا در غمت آرامی نیست
۲
گفتم از قید دو زلفت بجهد مرغ دلمگفت جایی نتوان یافت کزو دامی نیست
۳
گرچه من سوختهام در غم ایام فراقهیچ شب نیست که در مجلس ما خامی نیست
۴
سنگ بیهوده مینداز درین صحبت تنگزآنکه نازک تر از این خاطر ما جامی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲