شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۳۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که را اندیشهٔ درمان بوددرد عشق تو برو تاوان بود
۲
بر کسی درد تو گردد آشکارکو ز چشم خویشتن پنهان بود
۳
گرچه دارد آفتابی در درونلیک همچون ذره سرگردان بود
۴
ای دل محجوب بگذر از حجابزانکه محجوبی عذاب جان بود
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth