خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۴۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در چشم ما خیال رخش تا گذار کردخورشید و ماه را بر ما شرمسار کرد
۲
تا روی او به گلشن مقصود جلوه دادگلها و لالهها به چمن جمله خوار کرد
۳
از اعتدال قامت او سرو شد خجلتا قد سرکش تو به بستان گذار کرد
۴
باری شکوفه بد ز درمها سفید و سرخاز باد صبحدم همه بر وی نثار کرد
صفحهٔ ۱ از ۲