شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۴۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای مسلمانان فغان کان یار من یاری نکردبا من بیچاره هرگز رسم دلداری نکرد
۲
ما عزیز مصر جان بودیم باری در جهاناز چه رو آخر بگو با ما بجز خواری نکرد
۳
ای بسا زاری که کردم در غم رویش ولیرحمتی هرگز نگار من بدین زاری نکرد
۴
زلف پرآشوب آن دلدار و چشم نیمه مستبا من آشفته دل غیر از سیه کاری نکرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth