خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۵۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از بحر غم دلم به کرانه نمیرسدکشتی وصل ما به میانه نمیرسد
۲
چندان که آه میزنم از تیغ جور توآن تیر آه ما به نشانه نمیرسد
۳
چون زلف دلبران دل سرگشتهام ز غمآشفته شد چنانکه به شانه نمیرسد
۴
بسیار محنتی به جهان دیدهام ولیهیچم به درد جور زمانه نمیرسد
صفحهٔ ۱ از ۳