شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۵۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو دو زلف تو دلم چند پریشان باشددیده بخت من از هجر تو گریان باشد
۲
یک دم از دولت وصل تو نگردد دل شاددایم‌الدهر دلم در غم هجران باشد
۳
جگر ریش من خسته نگویی تا چنددایماً زآتش هجران تو بریان باشد
۴
سر سرگشتهٔ من در غم هجرت تا کیبی وصال تو چنین بی سر و سامان باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth