خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۵۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب هجران که پایانش نباشدبود دردی که درمانش نباشد
۲
سری کاو از هوای عشق خالیستیقین دانم که سامانش نباشد
۳
مباد آن کس که در شبهای هجرانکه بر دل هیچ فرمانش نباشد
۴
کجا یابی کسی بر درد هجرانکه دستی بر گریبانش نباشد
صفحهٔ ۱ از ۲