خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۶۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از درد دوری تو جانا دلم بفرسودصبر و قرار یکسر عشقم ز دست بربود
۲
گر باورت نباشد از ما غم جهان راتو سیم اشک ما بین بر چهرهٔ زراندود
۳
دیدی که در فراقت ای نور هر دو دیدهنارم به دل فتاده روی مرا چو به بود
۴
بگذاشتی به دردم وز پیش ما برفتیآری مگر نگارا دلخواه تو چنین بود
صفحهٔ ۱ از ۲