شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۷۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس که کردم در فراق روی جانان انتظارکرد ما را در جدایی زار و حیران انتظار
۲
انتظارم مونسی شد گوئیا در روز و شببس که کردم در غم آن سست پیمان انتظار
۳
روزگاری تا دل من درد دوری می‌کشدبر عناء صبر و بر امّید درمان انتظار
۴
هر زمان گویم که ای دل ترک عشق او بگودر وفای بی وفایی چند بتوان انتظار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth