شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۷۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا چند کِشیم از جگر این آه جگرسوزتا چند خوریم از ستمت تیغ جگردوز
۲
تا چند بُوَد وعدهٔ وصل تو به فرداکامم ز لب لعل خود اِی جان بده امروز
۳
کام من دل‌خستهٔ مهجور روا کنزان رو که بباید شد از این کاخ دل‌افروز
۴
ای مایهٔ عمر تو فزون باد ز هر چیزبر تخت شهی جای تو با طالع فیروز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth