شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۸۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون من ندارم جز تو کس جز تو ندارم هیچکسفریاد خوانم بر درت آخر به فریادم برس
۲
آشفته‌ام چون موی تو بر آرزوی روی توسرگشته‌ام در کوی تو بر تو ندارم دسترس
۳
گفتم ز لعلت خسته‌ام یک شربت آبی ده مراآمد به گوشم زان دو لب گفتا که ما را از تو بس
۴
کشتی در افکن ای دل مسکین ببین در بحر غمسیل فراقش را که چون بگرفت ما را پیش و پس
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth