شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۸۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم از جان شده بر روی چو ماهت مشعوفمدّتی تا به غم عشق رخت شد معروف
۲
جان ز من خواسته‌ای ای بت سیمین بدنمبه اشارات دو چشمت شده جانا موقوف
۳
گر به سنگش بزنی مرغ دلم را نروددر سر کوی تو چون با غم تو شد مألوف
۴
سرو قد تو هنوزم ز نظر نارفتهدل بیچارهٔ من گشته ز هجران ...وف
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth