شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۹۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نازنینا من ز جانت بنده‌امبندهٔ عشق تواَم تا زنده‌ام
۲
گر قبول افتم تو را در بندگیبنده‌ای با طالع فرخنده‌ام
۳
چون قدت سروی ندیدم راستیهمچو رخسارت مهی تابنده‌ام
۴
سرو جانی سایه‌ای بر ما فکنسایه‌ای باید به سر، پاینده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth