شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۹۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باد صبا از من رسان نزد دلارامم سلامدیگر ببر بعد از سلام از خسته مسکین پیام
۲
با او بگو ای جان و دل تا چند در هجران خودچون طرّهٔ سرگشته‌ات آشفته‌ام داری مدام
۳
بخرام در چشمم که تا جانم برآساید ز غمتو سرو جانی سرو را در آب می‌باشد خرام
۴
روز بهار و خوشدلی تا کی نشینی تنگ دلطاوس باغ جان من برخیز و در بستان خرام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth