خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۳۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میی درده که در ده نیست هشیارچه خفتی عمر شد برخیز و هشدار
۲
ز نام و ننگ بگریز و چو مردانز دردی کوزهای بستان ز خمار
۳
چو مست عشق گشتی کوزه در دستقلندروار بیرون شو به بازار
۴
لباس خواجگی از بر بیفکنبه میخانه فرو انداز دستار
صفحهٔ ۱ از ۴