خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۰۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی زنی ز تیغ جفا نیش بر دلمتا من مگر ز مهر و وفای تو بگسلم
۲
جان و جهان فدای غمش کردهام ولیجز آه و ناله نیست ز دلدار حاصلم
۳
گر دوست غافلست ز احوال زار منای دل گمان مبر که من از دوست غافلم
۴
چندان به شیب خاک بگریم که اشک منمهر گیاه دوست برویاند از گلم
صفحهٔ ۱ از ۳