خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۰۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من ز هجران تو سرگشته و سرگردانمبه چه رو من ز سر کوی تو سر گردانم
۲
به سر کوی وفای تو بتا در طلبتهمچو گویی من غمدیده به سر گردانم
۳
آسیاب نظرم تا به کی ای جان ز فراقشب همه شب به غم از خون جگر گردانم
۴
گر یکی تیر مژه سوی جهان اندازیجان ز شوق دو کمان تو سپر گردانم
صفحهٔ ۱ از ۲