خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۰۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفته بودی از لبت درمان کنموز وصالت یک شبی مهمان کنم
۲
از در بختم درآ بی انتظارتا جهان در پای تو قربان کنم
۳
تا به کی من دیده بی خواب رادر فراق روی تو گریان کنم
۴
تا به چند آخر دل غمدیدهامبر سر نار غمت بریان کنم
صفحهٔ ۱ از ۲