شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۰۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من مسکین به جهان یار ندارم چه کنمجز غم عشق رخش کار ندارم چه کنم
۲
بار عشق تو چو کوهست و تن از ضعف چو کاهبیش ازین طاقت این بار ندارم چه کنم
۳
دارم از جور تو بسیار شکایت لیکنپیش کس زهرهٔ گفتار ندارم چه کنم
۴
مشکل آنست که بیمارم و در درد غمشجان فدا کردم و تیمار ندارم چه کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth