شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۱۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم و ابرویی که او دارد که دارد در جهانکس میندازد بدین شیوه چنین تیر از کمان
۲
نرگس از شرم دو چشمش سر فکنده در چمنگل چو رنگ روی او کی بشکفد در بوستان
۳
سرو اگر بالای او بیند به رعنایی دگراو ز رشک قامتت چون بگذرد در گلستان
۴
غمزهٔ او را چو دیدم روز اوّل گفتمشتا چه آمد بر سرم زین فتنهٔ آخر زمان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth