شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۳۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماهیست نشسته به سر مسند شاهیمی‌نازد و پیداست از او فرّ الهی
۲
از ملک جهان کام دلت جمله روا باددر دامن مقصود تو باد آنچه تو خواهی
۳
پشتم به تو گرمست و دلم با غم تو خوشزان روی که ما را به جهان پشت و پناهی
۴
تشبیه بنفشه به سر زلف تو کردمباری خجلم نیک از آن روی سیاهی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth