شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۳۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیچ در خاطرت آمد که دلم باز دهییا شبی مجلس انست به کرم ساز دهی
۲
بنوازی دل مسکین مرا از شب وصلدر پس پرده زارم چو خود آواز دهی
۳
شمع را نیست زبانی که بگوید آن روزهر دم آن به که زبانش به سر گاز دهی
۴
یا بده کام دل من شبکی از سر لطفیا به جان تو که آن برده دلم باز دهی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth