شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۴۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر روز که جلوه می‌کند رویشبر می‌خیزد قیامت ز کویش
۲
می‌نتوان دید روی او لیکنمی‌بتوان دید روی در رویش
۳
می‌نتوان یافت سوی او راهیای بس که برآمدم ز هر سویش
۴
تا فال گرفته‌ام جمال اوچون قرعه بگشته‌ام به پهلویش
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth