خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۴۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبح رخ از پرده نمود ای غلامچند کنی گفت و شنود ای غلام
۲
دیر شد آخر قدحی می بیارچند زنم بانگ که زود ای غلام
۳
درد خرابات مپیمای کمهین که بسی درد فزود ای غلام
۴
در دلم آتش فکن از می که میآینهٔ دل بزدود ای غلام
صفحهٔ ۱ از ۳