خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما وشکن دامی و فریاد و دگر هیچفریاد زبی رحمی صیاد و دگر هیچ
۲
صیاد جفا پیشه اسیران قفس راایکاش دهد رخصت فریاد و دگر هیچ
۳
در خلوت دل پرده نشین نیست بجز توآسوده در ین پرده پریزاد و دگر هیچ
۴
از خاطر مجنون مطلب جز غم لیلیشیرین بود اندیشه فرهاد و دگر هیچ
صفحهٔ ۱ از ۲