شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از تو چون هر نفسم بر فلک افغان نرسدکه به دادم نرسی تا به لبم جان نرسد
۲
هر چه در عرصه هستی است به پایان برسدجز شب تیره هجران که به پایان نرسد
۳
نیست یک شب که مرا اشک جهان‌پیما نیستنیست یک شب که مرا ناله به کیوان نرسد
۴
ای که در طرف چمن گل به گریبان داریاز گلت کاش زیانی به گریبان نرسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth