خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گلهام از تو مپندار که از دل برودبر دلم از تو غباریست که مشکل برود
۲
چند دل از پی اندیشه باطل برودجای رحمست بر آنکس که پی دل برود
۳
خلق را بیم هلاکست ومرا غم که مبادنشود کشتی من غرق و بساحل برود
۴
چشم مجنون بره لیلی و ترسم نکندساربان ره غلط و ناقه بمنزل برود
صفحهٔ ۱ از ۲