شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزی که دور از برم آن خوشخرام شدمن بودم و تحملی اما تمام شد
۲
اینست اگر فراغت آزادگان باغآسوده طایری که گرفتار دام شد
۳
زین باده ای که گشته ازو خون غم حلالخوش نوش ای حریف که بر ما حرام شد
۴
آگاه ازین نگشت که در بندگی فتادمحمود و درگمان که ایازش غلام شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth