خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارم نظری با گل کو روی ترا ماندبا ماه نوم عشقی است کابروی ترا ماند
۲
مهریست به خورشیدم کو همچو رخت باشدآشفتهام از سنبل کو موی ترا ماند
۳
با لاله از آنم خوش کو رنگ تو یاد آرداز نکهت گل مستم کو بوی ترا ماند
۴
بر نرگس این گلشن زان رو نگرانم منکو چشم سیهمست جادوی ترا ماند
صفحهٔ ۱ از ۲