خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترسم که چو جانم زتن زار برآیداز خلوت اندیشه من یار برآید
۲
از سینه پاکان مطلب جز سخن عشقاز جیب صدف گوهر شهوار برآید
۳
از باغ بهشتی دل غمگین نگشایدآن مرغ که از بیضه گرفتار برآید
۴
مشاطه رخسار گهر گرد یتیمی استحیفست که دل از غم دلدار برآید
صفحهٔ ۱ از ۲