شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گریه نتوانست غم را از دل بیتاب بردکی تواند کوه را از جای خود سیلاب برد
۲
از غمت ای گوهر نایاب در بحر وجودسر فرو هر کس به جیب خویش چون گرداب برد
۳
باده عشرت نمی نوشد ز جام آفتابهر که از پیمانه دل لذت خوناب برد
۴
می توان برد از ریاضت در حریم وصل راهرشته در آغوش گوهر ره زپیچ و تاب برد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth