شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتی از جور فراقت چه به من می‌گذردآنچه از باد خزانی به چمن می‌گذرد
۲
خونم از شوق به جوش آمده ای همسفرانتا کجا حرف عزیزان وطن می‌گذرد
۳
به سراغم همه‌جا گریه‌کنان می‌آییگر بدانی که به غربت چه به من می‌گذرد
۴
طرفه راهی‌ست ره عشق که هرکس سر کرداز غم جان و ز اندیشه تن می‌گذرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth