خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگز به یاد ما زر و گوهر نمیرسدما را بیغیر یار به خاطر نمیرسد
۲
اشکی به دیده کی رسد از گرمی جگراز شیشه این شراب به ساغر نمیرسد
۳
در پیش ما که بیسروسامان عالمیمدردسری به منت افسر نمیرسد
۴
دل معرفت ز عشق پذیرد که آینهروشنگری چو نیست به جوهر نمیرسد
صفحهٔ ۱ از ۲