خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر چند بر آن عارض گلگون نگرد کسدل میکشدش باز که افزون نگرد کس
۲
کو طاقت نظاره بزمی که بود یارهمصبحت اغیار و ز بیرون نگرد کس
۳
خسرو نگران بر رخ شیرین و ز غیرتفرهاد نخواهد که به گلگون نگرد کس
۴
زین پیش چه حاصل که به حالم نظرت بودباید که به این خستهدل اکنون نگرد کس
صفحهٔ ۱ از ۲