خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۱۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جز این که در فراق تو خاکی بسر کنمآن فرصتم کجاست که کار دگر کنم
۲
خوش آن زمان که پیش تو چون رو دهد وصالبنشینم و حکایت هجر تو سر کنم
۳
دردا که از گذار غمت در بساط دلاشگی نماند کز ستمت دیده،تر کنم
۴
در سنگ خاره نیست اثر ناله را و منمی نالم آنقدر که دلت را خبر کنم
صفحهٔ ۱ از ۲