شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۱۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خاک درت به مژگان خوش آنکه رُفته باشمدر زیر سر نهاده خشتی و خفته باشم
۲
خاص تو کرده ام دل کاوش کنش بمژگاندراین خرابه گنجی شاید نهفته باشم
۳
عشق تو کردم اظهار شد رنجه طبع اغیارکی می توانم انکار حرفی که گفته باشم
۴
صد گل درین گلستان بشکفت و جور گلچینگو یک دو روز بگذار منهم شکفته باشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth