شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۱۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غافل مشو از حال من بی‌سروسامانمن با تو چنانم که به ابسال سلامان
۲
اندیشه کن از خون من خسته مباداآلوده به خونم شودت گوشه دامان
۳
عشاق به فرمان بتان چند نباشندهمواره به فرمان شهانند غلامان
۴
عارض بودت ماه ولی ماه دو هفتهقامت بودت سرو ولی سرو خرامان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth