شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۱۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زبیدادت ننالد چون دل من؟که هر دم می کنی در خون دل من
۲
ندانستی دلم را قدر و بسیاربجوئی و نیابی چون دل من
۳
تومعشوقی سزد شادان دل تومنم عاشق سزد محزون دل من
۴
تو ساغر می کشی با غیر و غافلکه حسرت می کشد در خون دل من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth