خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۴۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش چشم خود ز خون دریای گوهر یافتممنبع هر گوهری دریای دیگر یافتم
۲
زین چنین دریا که گرد من درآمد از سرشکگرد کشتیِّ بقا گرداب منکر یافتم
۳
موج این دریا چرا فوق الثریا نگذردخاصه از تحت الثری قعرش فروتر یافتم
۴
در چنین بحری نیارم کرد عزم آشنازانکه من این بحر را نه پا و نه سر یافتم
صفحهٔ ۱ از ۶