خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۱۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حیف از تو که ارباب سخن را نشناسیاز مرغ چمن زاغ و زغن را نشناسی
۲
عمریست نفس سوخته ام حیف بسی هستکز مرغ قفس مرغ چمن را نشناسی
۳
این با که توان گفت که با دعوی فطرتمعنی نو و لفظ کهن را نشناسی
۴
نشناسی اگر خار ز گل زاغ ز بلبلسهلست دریغا که سخن را نشناسی
صفحهٔ ۱ از ۲